خرید بک لینک
Mrym ...:
...و چشم های تو دو پنجره باز شده رو به خوشبختی من است
در نگاه تو زنی میلاد خود را به تماشا نشسته بود در قهواه ای هر نظاره ات عشق در من زاده می شد و دست های تو امنیت احساس بود و عطش نوازش،
شاید سالیانی پیش وقتی عشق پوسته آسمان را شکست و دل زمین را آلوده خود کرد من با تو زیر یک سقف مهربانی آموخته ام که مهرت چنین آشنا و دلنشین است
مهربانم
روح من میان پلک های تو سرگردانی را دوست دارد
زیر و بم نفس های تو آواز زیستن قلب مریم است
با تو نه من منم و نه تو آنی ک بشود دل از محبتش برید و راهی جدایی ها شد

با تو آنقدر از تعریف رابطه دورم که شک می کنم این نزدیکی حاصل یک نگاه و چند لبخند باشد
دستی در کار است که چنین بی پروا به تو می شتابم
دستی که ب پاکی احساسم ایمان دارد و شاید یک روزی ، یک جایی او هم مثل من عاشق یکی مثل تو شده است که به این خوبی اشتیاقم را درک می کند

در کنار تو بودن گذر لحظه ها نیست تجربه همان زندگی زیبایست که همه آرزو دارند چنین زیستن خیال انگیزی را...

ای عشق ای ابدیت احساس مریم گونه ام آغوش تو اوج رسیدن بود یا نهایت فنا شدن که خود را به فراموشی سپرده بودم
با تو چند بار زندگی کردم که سکوت لب هایت با من سخن می گوید
چندبار با تو از جسم و تن خود گذشته ام که تمام بودنم را صاحب و مالکی...

و تو ای مردی که بکارت احساسم تقدس احساست را ستایش می کند و با دست تو پرده شرم و حیا دریده شدن را آرزو می کنند
و به اصل بودن ایمان می آورند ...


تمام مردانگی تو را دوست دارم❤️

نوشته شده در پنجشنبه دوم شهریور ۱۳۹۶ساعت 14:12 توسط |

برچسب: نویسنده: مینا صالحی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 22:40

صفحه بندی